تبليغات
♠☻☺♥♥♥♥ دل مشغولي هاي يک هم وطن ♥♥♥♥♥ Welcome Weblog A.J ♥♥♥♥☺☻♠   قصه و قاصدك - آج
  امروز:جمعه 29 ارديبهشت 1391
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
پروفایل مدیر
پست الکترونیک
علي اكبري
اجتماعي
شهرستان انار
سال قمري





آرشیو مطالب

نویسندگان سایت

عضویت در خبرنامه

نظرسنجی
چرا آمريكا نمي‌تواند وضعيت خاورميانه را پيش بيني كند؟
نتايج|| آرشیو نظرسنجی

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " آج " قرار دهید و لینک خود را در بخش ارسال لينك قرار دهید تا چنانچه ما را لینک کرده اید به طور خودکار لینک در سایت ما قرار می گیرد .

آخرین مطالب انجمن
عنوان بازديد توسط

سخن 24

يا حي

امام جواد عليه السلام:

خداوند چنانكه بر خشم بر زنان و كودكان خشمگين مي‌شود بر هيچ چيز ديگر چنين خشمگين نمي‌شود.

آنکس که به غير روي آورد خداوند به همان واگذارش مي‌کند.

فاش کردن کاري پيش از استوار کردن آن سبب تباهي آن مي‌شود..

فساد اخلاقي آدم بر اثر معاشرت با بي‌خردان است.

نيکوتر از شگفتي در گفتار اين است که سخن نگويي.

در کارها ثابت قدم باشيد تا کامياب و موفق شويد.

عالمان به سبب زيادي جاهلان غريبند.

توجه قلبي به پروردگار متعال بهتر و سزاوارتر است از خسته کردن اعضا با ظاهر عبادات.

سخن 23   سخن 22    سخن21    سخن20   سخن19   سخن 18  سخن17   سخن16   سخن 15   سخن14   سخن 13  سخن12   سخن11  سخن10    سخن9   سخن8  سخن ?  سخن ?   سخن?   سخن?     سخن3    سخن?     سخن1   


گزارش تخلف

موضوعات:04- ربيع الثاني , , ,

بر چسب:امام جواد ,سخن 24,04- ربيع الثاني,,,

منبع:سخن 24
بازدید از پست:19 | امتیاز به پست: نتیجه: 262 امتیاز توسط 73 نفر
ارسال شده توسط علي اكبري در تاریخ پنجشنبه 11/12/1390 ساعت 11:36 نظرات(0)

ازدياد مرض

يا شافي

فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا کَانُواْ يَکْذِبُونَ‏

در دلهاى منافقان، بيمارى است پس خداوند بيمارى آنان را بيافزايد. و براى ايشان عذابى دردناک است، به سزاى آنکه دروغ مي‌گويند.

10-بقره

در علم و معلوم به اين نکته اشاره شده که علم خدا چگونه است و اين خود تفاوت دارد با معلوم.

در اين آيه نيز يک نسبت قهري را به خود نسبت داده است نشان به اين است که آن امر و هر امر ديگري در دنيا و آخرت و همه عوالم بي سنت او نيست يعني همه امور در اراده و يد قدرت باري تعالي است.

ولي خداوند همه امور را با يک قاعده کلي در آميخته است اگر امر الف صورت گيرد نتيجه يک بدست خواهد آمد

اگر امر ب انجام شود نتيجه دو بدست آيد و.......

اين نيست که شما در نتيجه انجام امر الف که نتيجه قهري 1 را داراست به نتيجه 2 يا 3 و يا هر غير 1 ديگري برسيد! چون آنها خود نتيجه قهري امور ب و ج و د و .... هستند.

مگر اينکه! بخواهد عجزي بنمايش درآيد يا خيري بالاتري در اراده پروردگار صورت گيرد که در اينجا محل بحث نيست و در نوشته‌هاي معجزه خود مفصل بيان گرديده است

اينکه وقتي آب را تا 100 درجه سانتي‌گراد گرم کنيد بخار مي‌شود يک نتيجه قهري امر گرم نمودن آب است اما همين گرما در آهن نتيجه ديگري حاصل مي‌کند مسلم است آهن در 100 درجه گرما بخار نخواهد شد يا ذوب نمي‌گردد که خود شامل قانون ديگر است و نتيجه يک امر ديگرازدياد مرض

ترکيب اکسيژن و هيدروژن با نسبت يک به دو ايجاد آب است اين يک قاعده کلي است و خداوند قرار نيست که آنرا تغيير دهد يا تا زماني ثابت بعد از آن يک قانون ديگر را جايگزين آن نمايد اينها در عالم ثابت هستند.

پس در اين آيه پروردگار هستي يک امر حتمي را متذکر شده است که اگر در جان و دل کسي مرض (نفاق و دروغ و....) وارد شود فرد اگر درمان نشود مرض تکثير يافته و زياد مي‌شود.

نکته ظريف در اين راه يافتن مرض است بايد سعي زياد نمائيم که ميکروب وارد قلب نشود اگر شد که غذاي آماده و محل تکثير فراهم است! جاي محبت و گرمي دل است وقتي اين محل در اختيار ميکروب و مرض قرار گيرد رشد خواهد کرد و رذائل اخلاقي در آن جولان خواهند داد، همانطور که خوبي‌ها و اخلاق پسنديده در آن رشد مي‌يابند.

اين زياد شدن نتيجه قهري ورود آفت و مرض به يک جاي نرم و گرم و مناسب رشد است و جان انسان جنين جايي دارد بايد در دريچه قلب ودل و جان را مصون از ورود ميکروب نمود و گرنه ذره فاسد وارد شد بايد سريع آنرا خارج کرد و يا کشت وگر نه فرد مواظبت نکند و دلخوش باشد که اين ذره کاري از دستش بر نمي‌آيد و دچار غرور بي‌جا شده است و ميکروب کار خودش را خواهد کرد و بيماري گسترش بافته و مرض زياد مي‌شود.

اين آيه اشاره به نتيجه دارد نه اينکه خداوند مرض در قلب را زياد مي‌کند بلکه خداوند کسي را که مراقبت از جان و دل خود همت نمي‌کند اخطار مي‌دهد که اگر اين مراقبت نکنيد هرآينه اين نتيجه پيش مي‌ايد  اين حاصل چنين مراقبه نکردن خواهد بود.

البته ما از خداوند بايد همان خواست و اراده خواستن و توفيق را هم از او بخواهيم .

متذکر مي‌شود که اين فهم ناقص کلام الهي در حد حقير است و گر نه بسيار دارد معني در يک کلام اين آيه.

اگر به آيات قبلي اين آيه که افراد منافق و دروغگو را بيان داشته و در ادامه اين آيه نيز به امر دروغ تسريع شده مفهوم زياد شدن مرض و در آنها يک امر عادي مي‌نمايد به اين مفهوم که کساني نه اينکه مراقبت نمي‌کنند بلکه اسرار دارند که مرض وارد جان(قلب و جان و دل همه يک معني دارند و منظور تلمبه خون در بدن نيست) آنها شود و نفاق و دروغ و ديگر رذايل آنها آشکار است.

حالا خودمان از عقلمان سوال کنيم اگر وارد محيطي بشويم که فاسد است و محيط آلوده‌اي است و باعث مثلاً بيماري وبا مي‌شود آيا اگر گفته شود وارد نشويد و فردي بگويد من قوي‌تر از اين هستم که به وبا دچار شوم وقتي وارد شد اگر چند ميکروب وارد بدن او شد و فرد بدين علت که بدن قوي داشته و اين چند ميکروب ريز کاري از پيش نخواهند برد آيا در اينجا بيمار شدن او در آينده تقصير کيست مسلم خودش مقصر است اما افزايش و زياد شدن ميکروب از کجاست مسلم يک امر قهري است که حاصل رشد و تکثير بيماري در جاي مناسب است همه اين امور جز قاعده کلي است که خداوند بوجود آورده و سنت تغيير ناپذير حق.

مراقبت کردن يک امر اختياري است که از ذي‌شعور لازم است و اين اختيار باعث رشد و کمال است و گرنه چه کمالي متصور است وقتي همه در يک راه به اجبار در حرکت باشند.

بيماري روحي و بيماري جاني و جسمي در کليت يکسان هستند.

اگر فردي يکبار دروغ گفت و از اينکار پشيماني بعمل نياورد مراقبت که نکرده هيج بلکه به عمل خود هيچ تذکري نيز نداده است دريجه ورود بيماري را باز کرده ولي انسان مراقب وقتي به اين نقطه رسيد سريع پشيمان شده و خود را سرزنش کرده و هشدار مي‌دهد و مواظبت بعمل مي‌آورد که تکرار نشود. علماي عمل به مراقبه اينجا خود را مجازات هم مي‌کنند که اين باعث شود که مصونيت پيدا کنند مثلا روزه مي‌گيرند بخاطر اين مراقبت نکردن يا چند رکعت نماز بجا مي‌اورند و ... که همه باعث مي‌شود که رشد و کمال يافته و بيماري در آنها تکثير نشود.

نکته اشاره شده در آيات ديگري نيز اشاره شده‌اند که نشان مي‌دهد رشد و تکثير مخصوص بيماري تنها نيست بلکه اخلاق نيکو هم وقتي وارد قلب شوند رشد يافته و زياد مي‌شوند، همچون: علم، هدايت و ايمان، قابل افزايش معرّفى شده است. همانند: «زدنى علماً» 114طه، «زادتهم ايمانا» 2انفال و «زادهم هدى» 17محمد. همچنين برخى از امراض و اوصاف ناپسند مانند: رجس، نفرت، ترس و خسارت نيز قابل ازدياد دانسته شده‏‌اند. همانند:  «زادتهم رجساً» 125توبه و «زادهم نفوراً» 60فرقان و «مازادوکم الاّ خَبالاً» 47توبه و «ولا يزيد الظالمين الاّ خساراً» 82اسراء.

با توجّه به آيات مذکور، معلوم مي‌شود که سنّت خداوند و قانون کلي، آزادى دادن به هر دو گروه خير و شر است. «کلاّ نُمدّ هؤلاء و هؤلاء» 20اسراء.

توجه به اين اصل که همه امور از خداست و اين زياد شدن هم از اوست بلکه اينها همه از قوانين و سنت‌هاي الهي است ما بايد اينرا بدانيم نه اينکه نتيجه بگيريم که ما در اجبار هستيم و مرض زياد مي‌شود بله مرض زياد ميشود وقتي که قلب محل محبت و احسان و نيکي و جاي مهر و گرمي و صميمت در اختيار اغيار و امراض قرار گيرد بجاي صفات نکوي ياد شده.

مقصر در ماست كه مراقبت نكرديم.


گزارش تخلف

موضوعات:03- ربيع الاول , ,

بر چسب:پندها ,ازدياد مرض,03- ربيع الاول,,

منبع:ازدياد مرض
بازدید از پست:34 | امتیاز به پست: نتیجه: 293 امتیاز توسط 93 نفر
ارسال شده توسط علي اكبري در تاریخ دوشنبه 01/12/1390 ساعت 09:47 نظرات(2)

پناه بي پناهان

يا محسن

اي چشم گريان از غم فراق بهترين بنده و شايسته‌ترين خلق نزد تو، اي در حزن نشسته براي رفتن خُلق عظيم به سوي خالق. اي دل غمبار از عروج مهربان‌ترين خلق به خلق از خاک به افلاک.

دمي غصه و غم از رحلت والاترين نبي و آخرين نبي اعظم حضرت محمد مصطفي (ص) به سوي خالق خويش. پيامبري که براي امت رحمت بود و برکت.

پس رحلت جانگدازش تسليت باد

و تسليتي مضاعف براي شهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبي عليه‌السلام و سلاله پاکش حضرت امام رضا عليه السلام.

در آستانه سالروز رحلت پيامبر گرامي اسلام حضرت محمدبن عبدالله(ص) و شهادت امامان بزرگوارمان حضرت امام حسن مجتبي(ع) و حضرت امام رضا(ع) و در ايامي که دل ها از فراق ، داغدار و چشم ها به ماتم اشکبار است، سروده اي در وصف رسول خدا(ص)

مگر يتيم نبودي خدا پناهت داد
خدا که در حرم امن خويش راهت داد
هجوم جهل و خرافه، هجوم تاريکي
خدا پناه در آن دوره سياهت داد
خدا، خدا و خدا، آن خداي بي مانند
همان که عصمت پرهيز از گناهت داد
همان که جان نجيب تو را مراقب بود
همان که سينه خالي زاشتباهت داد
توان و توشه به پايان رسيده بود، ولي
خدا رسيد به فرياد و زاد راهت داد
بگو که نعمت پروردگار پنهان نيست
خدا که دست تو را خواند و دستگاهت داد
خدا که چشم تو را با نماز روشن کرد
خداکه فرصت تشخيص راه و چاهت داد
چقدر واقعه آسماني و شفاف
خدا به يمن دعاهاي صبحگاهت داد
خدا که عاقبتي خير و خوش عطايت کرد
خدا که آينه را نور با نگاهت داد
قسم به روز، که خورشيد شمع خانه توست
قسم به شب که خدا برتري به ماهت داد
خدا که اشک تو را جلوه گهر بخشيد
خدا که شعله روشن به جاي آهت داد
خدا که جان تو را از الهه ها پيراست
خدا که غلغله قول لااله ات داد
يتيم آمده ام، مانده ام، پناهم ده
مگر يتيم نبودي خدا پناهت داد

گوهر صلوات

چراغ هدايت گري بشر، همواره روشن است؛ چنان که نام پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله جاويد است. روزهاي مقدس خدا، يادواره هايي از فضايل‌ند و امروز، رنگ و بوي صلوات گرفته ايم. امروز در فضايي آکنده از بغض و غزل گريه، دل را قرين عطر صلوات مي کنيم و در غمِ گل هاي محمدي شريک مي شويم. انگيزه اي فراهم شده تا با ارج نهادن به تلاش هاي بي وقفه حبيب خدا، از خوان پر کرامت صلوات بهره مند شويم. فرصتي مهيا شده تا پس از بررسي «معناي اين ذکر شريف» و «چگونگي درود عرشيان و فرشيان»، و نيز بررسي «صلوات در قرآن کريم» و «نماز»، به مساحت معنوي اين ذکر کوتاه بيشتر پي ببريم. از جمله بدانيم: «صلوات گناهان را از ميان مي برد»، «وسيله برآمده شدن حاجات است»، «فقرزدايي مي کند»، «باعث استجابت دعا مي شود»، «نقش مهمي در قيامت و در سنجش اعمال دارد» و «در محو شدن گناهان مؤثر است».

با هم به سمت دشت اشراق صلوات گام برمي داريم:

اللهم صل علي محمد و آل محمد

در حزن بي شمار

مسجدالنبي در تراکم سوگ واژه هاي وداع، غمگنانه ترين تصوير امروز است. صلوات و محراب و منبر، در جامه اشکند و مهرانگيزترين خانه وحي، در حزن بي شمار. صحيفه هاي رسولان پيشين، در محضر شريف قرآن با دسته گل هاي تسلي نشسته اند. سرتاسر امروز، درياي تيره ماتم است. بوي شرجي عزا، سرزمين شعرهاي آيين را فرا گرفته است.

28 صفر، پاي هموارترين بيان ها را نيز به تيغستان اندوه کشانده است. تاريخ که روزگاري هجرت طربناک پيامبر را تا مدينه عاشق ديده بود، اينک اين هجرت غمبار را چگونه روايت کند؟ دستي کو تا غبار تلخ مرثيه را بزدايد؟ همه هستي مصيبت زده اند. با کوچ زبده وجود، گرداگرد دين برگزيده، شيون هايي از تبار غروب است و ماتم سرايي. نگاه کن کنار رسالت سبزي که بر دوش قلم نهاده شده، داغ بيست و هشتم صفر را.

معناي صلوات

صلوات در اصل به معناي دعاست و نماز را به دليل دربرداشتن دعا، «صلاة» مي گويند. در عرف، صلاة را بر دو چيز اطلاق مي کنند: يکي «درود»، که دعايي خاص است و ديگري «نماز» که عبادتي مخصوص است.

گفته اند حقيقت دعا آن است که بنده با تمام اعضا خدا را بخواند. درود دهنده نيز بايد گاه فرستادن صلوات، دلش با زبان موافق باشد و اين الفاظ کوتاه و روشن را با تأمّل و توجه جان، همراهي کند.

پژوهش بيشتر در ترجمان صلاة، ما را به احتمال هاي ديگري در اين زمينه رهنمون مي‌سازد: گروهي صلاة را از «صله» دانسته اند و بر اين عقيده اند که نمازگزار حقيقي آن است که در حال نماز، از خلق منفصل و به خالق متصل گردد، و درود دهنده کامل نيز آن است که از آثار بدعت، منقطع و به انوار سنت متصل شده باشد. دسته ديگر، ريشه صلاة را «تصليه» مي دانند که به معناي پيروي است. بر اين اساس، نمازگزار، پيرو شارع در امر او و درود دهنده، تابع پروردگار و فرشتگان خواهد بود، به فرموده آيه شريف: «إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ». (احزاب: 56)

صلوات در قرآن کريم

قرآن مجيد در آيات فراواني، از آخرين سفير الهي و اين شخصيت پرفروغ عالم هستي، به شکل هاي گوناگون سخن گفته و چهره مقدس و ملکوتي اش را به تصوير کشيده است. گاه نام مقدسش را با تعظيم ياد مي کند. زماني اطاعت از او را اطاعت از پروردگار و نافرماني او را نافرماني خدا برمي شمارد. گاهي به وجود پربرکتش سوگند ياد مي کند و وقتي ديگر به دفاع از او برمي خيزد.

خداي کريم افزون بر بيان اوصاف پيامبراعظم صلي الله عليه و آله در قرآن مجيد، احترام به آن حضرت را يکي از واجبات مسلمانان برشمرده و در آياتي، همگان را به اين امر مهم و وظيفه شرعي فراخوانده است. از جمله مصداق هاي آشکار احترام پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله ، مسئله صلوات است. جالب اينکه پروردگار پيش از آنکه چنين دستوري را صادر کند، نخست خود و فرشتگانش براي پيامبر، صلوات مي فرستند و سپس مي فرمايد: «اي مؤمنان! شما نيز به دليل اداي احترام و رعايت حقوق رسول خدا صلي الله عليه و آله بر او صلوات و درود بفرستيد». (احزاب: 56)

پيوند صلوات و نماز

در تفسير منسوب به امام حسن عسکري عليه السلام آمده است: «از حقوق نماز اين است که پس از نماز، با اعتقاد به اينکه پيامبر و آلش بهترين انتخاب شدگان هستند، بر آنها صلوات بفرستي».

از امام صادق عليه السلام نيز روايت شده است: «روزه با دادن زکات فطره تمام مي شود، همان طور که نماز با صلوات بر محمد و آلش به پايان مي رسد. کسي که روزه بگيرد و عمدا زکات فطره ندهد، روزه اش، روزه نيست، همان گونه که اگر کسي نماز بخواند و عمدا صلوات بر محمد و آلش را ترک کند، نمازش، نماز واقعي نخواهد بود».

صلوات، برطرف کننده نياز

پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «صلوات فرستادن شما بر من، باعث روا شدن نيازهايتان است. در اين صورت، خدا را از شما راضي مي گرداند و اعمالتان را پاکيزه مي کند.»

امام صادق عليه السلام روش خواستن حاجت را اين گونه شرح مي دهد: «هرگاه اراده کرديد چيزي از نيازمندي هاي دنيا را از خداوند سبحان بخواهيد، ابتدا بايد خدا را بستاييد و سپس بر محمد و آل محمد صلوات بفرستيد. آن گاه حاجت خود را از خداوند کريم درخواست کنيد.»

نيز از آن حضرت است که: مردي وارد مسجد شد و پس از به جا آوردن نماز، دست به سوي درگاه خدا بلند کرد و نيازهاي خود را طلبيد. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله که در مسجد حضور داشت، با مشاهده اين وضع فرمود: اين بنده در خواسته خود از خدا تعجيل کرد. سپس شخص ديگري آمد و دو رکعت نماز گزارد و ثناي خدا را به جا آورد. آن گاه بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله صلوات فرستاد و خدمت حضرت رسيد. رسول خدا صلي الله عليه و آله به او فرمود: «دعايت در آستانه اجابت است».

برطرف شدن فقر با صلوات

فرستادن صلوات، توان گري مي آورد و فقر را از انسان مي زدايد. گويند: فقيري در حال تنگ دستي پيامبر را در خواب ديد. حضرت به او فرمود: اگر مي خواهي بي نياز شوي و خداوند براي تو از آسمان روزي برساند، بر من صلوات بفرست. پس از اين خواب، آن مرد شروع به فرستادن صلوات کرد. چند روزي نگذشته بود که در راه عبور از خرابه اي، پايش به خشتي خورد و هنگامي که خشت کنار رفت، ناگهان چشمش به گنجي از طلا افتاد، ولي با خود گفت: پيامبر فرموده که خدا از آسمان برايم روزي خواهد فرستاد. از اين رو، به آن دست نَزَد و به خانه رفت. در خانه جريان را براي همسرش تعريف مي کرد که به طور اتفاقي مرد يهودي اي که همسايه آنها بود، صداي او را از پشت بام شنيد و از محل گنج آگاه شد. يهودي، غلام خود را صدا کرد و سراغ گنج رفتند. وقتي به آن محل رسيدند، به غير از چند مار و عقرب چيزي ديگر نديدند. يهودي مار و عقرب ها را جمع کرد و به قصد انتقام از دروغ پردازي آن مردم مسلمان، آنها را به خانه آورد و از سوراخ پشت بام به خانه مرد مسلمان ريخت. همه مار و عقرب ها دوباره به طلا تبديل شدند و آن مرد فقير مسلمان به آرزوي خود رسيد و خدا از آسمان برايش روزي فرستاد. يهودي از شدت شگفتي فرياد زد: اين چه سرّي است که کوزه پيش من پر از مار و عقرب بود و نزد شما پر از دينار؟ آن مرد مسلمان گفت: پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به من فرمود: اگر مي‌خواهي بي نياز شوي، بر من صلوات بفرست. در اين هنگام مرد يهودي اسلام آورد و مسلمان شد.

اگر از آفت دوران شکسته حال شوي

امان طلب ز جناب مقدس نبوي

و گر سهام حوادث تو را نشانه کند

پناه بر به حصار درود مصطفوي

استجابت دعا با صلوات

دعا براي رسيدن به مرحله استجابت، نيازمند صلوات است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «هر کس، اگر حاجتي داشته باشد، بايد اول بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد، سپس حاجت خود را بخواهد و در پايان دعا نيز صلوات بفرستد؛ زيرا حق تعالي، کريم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را نپذيرد.

صلوات بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله ، حجاب ها را برطرف مي کند.» بيان ديگر ايشان چنين بر جان ها مي نشيند: «هميشه ميان دعا و مستجاب شدنش، حجابي مي آيد و مانع مي شود، و تا بر محمد صلي الله عليه و آله صلوات فرستاده نشود، آن حجاب برطرف نمي گردد».

بي بدرقه درود او هيچ دعا

البته به منزل اجابت نرسد

صلوات، مهريه حوّا بوده است. در أمالي شيخ صدوق آمده است که حضرت آدم عليه السلام ده بار بر پيامبر صلوات فرستاد تا خداوند حوا را به ازدواج او درآورد.

ارتباط پيامبران پيشين با صلوات

امام هادي عليه السلام به عبدالعظيم حسني فرمود: حق تعالي ابراهيم را خليل خود گردانيد به دليل آنکه بسيار بر محمد و آل او صلوات مي فرستاد.

خداوند به موسي عليه السلام وحي کرد: اي موسي! آيا مي خواهي من به تو، از کلامت به تو، از نگاهت به چشم تو، از روحت به بدن تو و از انديشه ات به دل تو نزديک تر باشم؟ موسي عليه السلام عرض کرد: آري. خطاب رسيد: اکنون که جوياي اين سعادت هستي، بر حبيب من، محمد مصطفي صلي الله عليه و آله صلوات بفرست؛ زيرا صلوات بر او، رحمت و نور است.

صلوات و رنج شيطان

روزي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله از راهي عبور مي کرد. شيطان را ديد که خيلي ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده اي؟ گفت: اي رسول خدا! از دست امت تو رنج مي برم. پيامبر فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟ گفت: امت شما شش ويژگي دارند که من طاقت ديدن آنها را ندارم:

1) آنکه هر وقت به هم مي رسند، سلام مي کنند.

2)اينکه با هم مصافحه مي کنند.

3)آنکه هر کاري مي خواهند انجام دهند، ان شاءالله مي گويند.

4) از گناهان استغفار مي کنند.

5)تا نام شما را مي شنوند، صلوات مي فرستند.

6)ابتداي هر کار بسم الله الرحمن الرحيم مي گويند.

در بخش آغازينِ روايتي مي خوانيم: «فرداي قيامت در ترازوي عدل الهي، چيزي سنگين تر از ذکر صلوات بر محمدو آل محمد صلي الله عليه و آله نيست».

حِرز امان چيست؟ نعت و نام محمد صلي الله عليه و آله

صلّ عَلي سيّدالأنام محمد صلي الله عليه و آله

در تاريخ آمده است: زني، پسر نابينا و ناشنوايي داشت. روزي خدمت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله رسيد و درخواست کرد بچه او را شفا دهد. حضرت فرمود: اي زن! اگر مي خواهي شفا يابد، بر من صلوات بفرست. آن زن برخاست و در مسير خانه، هر گامي برمي داشت، يک صلوات مي فرستاد. هنگامي که به خانه رسيد، فرزند خود را سالم ديد. پس خدمت پيامبر بازگشت و موضوع شفا يافتن فرزندش را به آن حضرت عرض کرد. حاضران در مجلس، شادمان گشتند. آن گاه جبرئيل نازل شد و عرض کرد: خداوند مي فرمايد: همان گونه که او را به برکت صلوات شفا دادم، در روز قيامت، گناهان امت تو را نيز به برکت صلوات مي آمرزم.

سر خيل رُسُل، شافع روز عَرَصاتب نمود به امت از کَرَم راه نجات فرمود خدا جمله گناهش بخشدهر کس که براي من فرستد صلوات.

صلوات، موجب حصول رضاي خداست: تمجيد و پرداختن به مدح کسي، موجب خرسنديِ دوست او مي شود. از اين رو، ياد کردن حبيب خدا با صلوات ـ که نشانه تعظيم است موجب خشنوديِ حق تعالي است.

صلوات، موجب اثبات محبت بنده به خداست: زيرا نشانه دوستي کسي، دوستي با دوست او نيز هست و چون حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله ، حبيب پروردگار است، پس دوستي با آن حضرت، نشانِ دوستي با خداوند متعالي است.

صلوات، موجب حيات دل است: مؤمن راستين، همواره گوش به فرمان قادر متعالي گام برمي دارد. صلوات، فرمان خداست و مؤمن با فرستادن صلوات، امر الهي را اطاعت مي کند. حيات دل، چيزي جز اين نيست که انسان در مسير ايمان، مطيع فرمان باشد.

صلوات، موجب هدايت دل است: هر عملي، اثري در دل پديد مي آورد. بديهي است هر چه آن عمل به تکرار بينجامد، ميزان اثرگذاري اش بر دل بيشتر است. تکرار و مداومت درود نبوي ـ به شرط توجه روحانيت خاتم رسولان ـ موجب بروز آثار محبت رسول خدا صلي الله عليه و آله در دل هاست که در پي اين معنا، زواياي باطني با نور هدايت آشنا مي شود.

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله :

بهترين اعمال در آخرت سه چيز است:

الف)صلوات بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله

ب) آب رساني به تشنه ها

ج) دوستي علي بن ابي طالب عليه السلام.

برخي از فرشتگان در شب معراج به پيامبر گفتند: ما منتظريم تا شخصي از امت شما صلوات بفرستد و ما براي او قصري بسازيم.

عبدالسلام بن نعيم گويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: من داخل کعبه شدم و دعايي به خاطرم نيامد به جز صلوات بر محمد صلي الله عليه و آله . امام فرمود: آگاه باش کسي از خانه خدا مانند تو در فضيلت و ثواب، بيرون نيامده است.


گزارش تخلف

موضوعات:02- صفر , ,

بر چسب:پيامبر اعظم ,پناه بي پناهان,02- صفر,,

منبع:پناه بي پناهان
بازدید از پست:10 | امتیاز به پست: نتیجه: 229 امتیاز توسط 68 نفر
ارسال شده توسط علي اكبري در تاریخ شنبه 01/11/1390 ساعت 11:31 نظرات(0)

نا امیدی

بسم الرحمن الرحيم

وَهُوَ الَّذِى يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُواْ وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِىُّ الْحَمِيدُ
 وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَوَاتِ وَالْارضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٍ وَ هُوَ عَلَى‏ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٌ

شورا28و29

و اوست که پس از نا اميدى مردم باران مي‌فرستد و رحمت خويش را گسترش مي‌‏دهد و اوست سَرور ستوده.
 و از نشانه‌‏هاى قدرت او آفرينش آسمان‏ها و زمين است و جنبندگانى که در آن دو پراکنده‌‏اند و او هرگاه بخواهد بر گردآورى آنها تواناست.

 

شايد موقعيت پيش آمده در استان کرمان از نظر کم باراني در سال جاري کم سابقه باشد اما براي مردم شهرستان انار که چندين سال است که با باراني کمتر از50ميليمتر روبرو هستند نا اميد کننده‌تر باشد. در همين احوالات بودم که به اين آيه برخوردم و بسيار اميدوار شدم چون ديده مي‌شود اگر انسان در آستانه نااميدي قرار گيرد خداوند درهاي رحمت خود را بر روي او مي‌گشايد. ما هم به اميد همين کلام خداوند در نااميدي خود اميدوار شديم که حتماً در وقت مناسب باران رحمت نازل خواهد شد.انشا‌ءالله



گزارش تخلف

موضوعات:02- صفر , , ,

بر چسب:اميد ,نا امیدی,02- صفر,,,

منبع:نا امیدی
بازدید از پست:11 | امتیاز به پست: نتیجه: 210 امتیاز توسط 65 نفر
ارسال شده توسط علي اكبري در تاریخ يكشنبه 25/10/1390 ساعت 11:28 نظرات(0)

سخن23

هوالحق

امام جعفر صادق عليه السلام:

عفو و گذشت زکات پيروزي است.

رفتار برادر ايماني خود(نه دشمن) را به بهترين وجه تفسير و برداشت کن!

اگر باطن آدمي اصلاح شود، رفتارش محکم و دلچسب خواهد بود.

هرکس از شما به بلايي مبتلا شود و صبر کند، اجرش مثل هزار شهيد است.

سعي کردن در برآورده کردن حاجات مومنين بهتر است از هفتاد مرتبه طواف خانه خدا.

دل حرم خداست در حرم، غير خدا را منشان.

انسان عارف، چهره باز و خندان و دلي حزين و ترسان دارد.

پشيماني از گذشت، برتر از پشيماني از کيفر دادن است.

دقت و تفکر در علوم،عقل را بارور مي‌کند.

سخن 22    سخن21    سخن20   سخن19   سخن 18  سخن17   سخن16   سخن 15   سخن14   سخن 13  سخن12   سخن11  سخن10    سخن9   سخن8  سخن ?  سخن ?   سخن?   سخن?     سخن3    سخن?     سخن1 

 


گزارش تخلف

موضوعات:02- صفر , ,

بر چسب:امام جعفر صادق عليه السلام ,سخن23,02- صفر,,

منبع:سخن23
بازدید از پست:20 | امتیاز به پست: نتیجه: 164 امتیاز توسط 51 نفر
ارسال شده توسط علي اكبري در تاریخ دوشنبه 19/10/1390 ساعت 11:17 نظرات(0)

خورشيد من برآي

سيد علي خامنه‌اي بسم الله الرحمن الرحيم

دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است

جان را هواي از قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست که سرداده‌ام فغان

بانگ جرس به شوق منزل رسيدن است

دستم نمي‌رسد که دل از سينه برکنم

 باري علاج شوق گريبان ديدن است

شامم سيه‌تر است ز گيسوي سرکش‌ات

خورشيد من برآي که وقت دميدن است

شعري از مقام معظم رهبري

بوي تو اي خلاصه گلزار زندگي

مرغ نگه در آرزوي پرکشيدن است

بگرفت آب و رنگ ز فيض حضور تو

هر گل در اين چمن که سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمي‌کنم

تقدير غصّه‌ي دل من ناشنيدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزي"امين" سزا لب حسرت گزيدن است

سيدعلي خامنه‌اي


گزارش تخلف

موضوعات:01- محرم , ,
برچسب هاخورشيد من برآي,01- محرم,,

منبع:خورشيد من برآي
بازدید از پست:13 | امتیاز به پست: نتیجه: 221 امتیاز توسط 66 نفر
ارسال شده توسط علي اكبري در تاریخ يكشنبه 27/09/1390 ساعت 08:34 نظرات(0)

سخن22

يا مشهود

قيامت بي حسين غوغا ندارد
شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش، در محشر نگويند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
****
منزلگه عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه نرو، ساده ترين راه حسين است

سخن21    سخن20   سخن19   سخن 18  سخن17   سخن16   سخن 15   سخن14   سخن 13  سخن12   سخن11  سخن10    سخن9   سخن8  سخن ?  سخن ?   سخن?   سخن?     سخن3    سخن?     سخن1   


گزارش تخلف

موضوعات: ,01- محرم ,
برچسب هاسخن22,,01- محرم,

منبع:سخن22
بازدید از پست:42 | امتیاز به پست: نتیجه: 117 امتیاز توسط 38 نفر
ارسال شده توسط علي اكبري در تاریخ يكشنبه 20/09/1390 ساعت 08:21 نظرات(0)

آخرین مطالب ارسالی
ساده
روز معلم مبارك
اشك حيدر
سخن25
نقطه
بهار
پيدا
سخن 24
ازدياد مرض
حضور بي نظير
پناه بي پناهان
نا امیدی
نماز باران یا استسقاء
سخن23
عاشورا و تقویم شمسی
صفحات سایت:1| 2| 3| 4|

عضویت سریع
نام و نام خانوادگی:
نام کاربری:
رمز عبور:
تکرار رمز عبور:
ایمیل:
 
کد امنیتی:
 

درباره وب

هیچ رکوردی وجود ندارد.

آمار کاربران
ورود به حساب کاربری خود
فراموشی رمز عبور
نام کاربری:
رمز عبور:

آمار سایت
بازدید های امروز: 17
بازدید های دیروز: 27
بازدید این ماه: 1237
بازدید های امسال: 2684
بازدید های کل: 32601
کاربران مهمان آنلاین: 4
کاربران عضو آنلاین: 0
مجموع کاربران آنلاین: 4
کل مطالب: 72
کل اعضاء:1

معرفی سایت به دوستان
ایمیل شما:
ایمیل دوست:


اخبار سایت


برچسب ها
شهرستان انار , قصه و قاصدك , ظهور , زندگي بزرگان , آج , سخن بزرگان , حضرت فاطمه , دايره و نقطه , ياهو , عاشورا , آزادي , رضا آباد انار , محمد آباد خواجه , قربان آباد , ناصريه ,

کلیه حقوق این محتوا متعلق به سایت آج می باشد